به گزارش جام جم آنلاین واقعه عاشورا از مهمترین رخدادهای تاریخ اسلام است؛ رویدادی که در سال ۶۱ هجری با قیام امامحسین (ع) در کربلا رقم خورد و با شهادت آن حضرت و یارانش، به نقطهای ماندگار در تاریخ و فرهنگ مسلمانان تبدیل شد. با گذشت قرنها، عاشورا تنها یک روایت تاریخی باقی نمانده، بلکه به بخشی از حافظه جمعی و هویت فرهنگی جوامع اسلامی بدل شده است. همین جایگاه سبب شده بازنمایی آن در رسانه نیز به قالبی واحد محدود نماند.
تلویزیون در روایت این واقعه از گونههای متنوعی بهره گرفته است؛ از آثار نمایشیای که ماجرا را در قالب داستان و شخصیتها بازمیآفرینند، تا مستندهایی که آیینها و جلوههای تاریخی آن را ثبت میکنند. در کنار اینها، برنامههای گفتوگومحور به تحلیل ابعاد فکری و اجتماعی عاشورا میپردازند، قالبهای موسیقایی عاطفه جمعی را بازتاب میدهند و پخش آیینهای عزاداری، تجربه زیسته این مناسک را به تصویر میکشد. از این منظر، روایت عاشورا در تلویزیون بیش از هر چیز در تنوع قالبها معنا پیدا میکند.
*قالب روایی و نمایشی
در میان قالبهای رسانهای، روایت نمایشی یکی از مهمترین مسیرهای مواجهه مخاطب با جهان عاشوراست. در این آثار، عاشورا تنها یک واقعه تاریخی نیست، بلکه به موقعیتی انسانی و اخلاقی تبدیل میشود که شخصیتها را در برابر انتخابها و آزمونهای دشوار قرار میدهد.
فیلم «روز واقعه» از نمونههای شاخص این رویکرد است. این اثر بهجای بازسازی مستقیم صحنههای کربلا، داستان تازهمسلمانی را روایت میکند که در جستوجوی حقیقت، راهی سفری درونی میشود؛ سفری که سرانجام او را به واقعه عاشورا میرساند. در نقطهای دیگر، مجموعه «مختارنامه» به پیامدهای تاریخی این واقعه میپردازد و از خلال زندگی مختار ثقفی، مفاهیمی، چون عدالتخواهی، مبارزه و تحولات سیاسی ـ اجتماعی آن دوران را روایت میکند.
در ادامه این مسیر، آثاری مانند «مهمانکشی» به مقاطع پیش از عاشورا توجه کردهاند. این مجموعه با تمرکز بر مأموریت حضرت مسلمبنعقیل (ع) در کوفه، فضایی را به تصویر میکشد که هنوز واقعه اصلی رخ نداده، اما نشانههای بحران، تردید و پیمانشکنی در آن آشکار است.
در کنار این بازخوانیهای تاریخی، تلویزیون تلاش کرده امتداد فرهنگ عاشورا را در روایتهای اجتماعی و معاصر نیز بازتاب دهد. مجموعه «شب دهم» از موفقترین نمونهها در این زمینه است؛ اثری که با تلفیق یک داستان عاشقانه و فضای آیینی محرم، تعزیه را به بستری برای تحول شخصیت و شکلگیری روحیه جوانمردی و ایستادگی تبدیل میکند. همین پیوند در «پریدخت» نیز دیده میشود؛ جایی که آیینهای محرم و یاد امامحسین (ع) در حافظه خانوادگی و تربیت شخصیت اصلی حضور دارد و در مواجهه او با دشواریهای زندگی، به پشتوانهای اخلاقی بدل میشود.
از سوی دیگر، «آخرین دعوت» با پیونددادن زمان معاصر به تاریخ کوفه، مفهوم انتخاب و مسئولیت را در نسبت میان گذشته و امروز بازخوانی میکند. در «یلدا» نیز وصیت یک تعزیهخوان قدیمی محور داستان قرار میگیرد و تعزیه به زمینهای برای بازگشت شخصیتها به ریشههای خانوادگی و فرهنگیشان تبدیل میشود. مرور این آثار نشان میدهد قالب نمایشی یکی از مهمترین ظرفیتهای تلویزیون برای بازنمایی مفاهیم عاشورایی است؛ ظرفیتی که هم در روایتهای تاریخی و هم در داستانهای اجتماعی و معاصر، امکان پرداختهای متنوعی را فراهم کرده است.
*قالب مستند و تاریخی
در مستندهای عاشورایی، روایت از جهان داستانی فاصله میگیرد و به واقعیت تاریخی و آیینی نزدیک میشود. در اینجا دوربین بهجای شخصیتهای داستانی، سراغ مردم، مکانها و آیینهایی میرود که فرهنگ عاشورا در آنها جریان دارد. به همین دلیل، مستند در تلویزیون به یکی از قالبهای مهم برای ثبت و بازخوانی جلوههای مختلف این واقعه تبدیل شده است.
در سالهای اخیر، مستندهای متعددی در این حوزه تولید شدهاند که هریک از زاویهای نو و متفاوت به بازنمایی فرهنگ عاشورا پرداختهاند.
مجموعه «ترمه» با تمرکز بر بازتاب عاشورا در هنرهایی مانند سینما، تئاتر و هنرهای تجسمی، به وجوه فرهنگی و هنری این واقعه پرداخته است. مستند «روضههای خانگی» نیز به سنت دیرپای برگزاری مجالس عزاداری در خانهها توجه میکند و تصویری از استمرار این آیین در زندگی روزمره مردم ارائه میدهد. در کنار این آثار، مستندهایی مانند «حسین سیدالشهدا» با رویکردی تاریخی و معرفتی تلاش کردهاند فهمی عمیقتر از شخصیت و قیام امامحسین (ع) ارائه دهند.
این تنوع نشان میدهد مستند تلویزیونی، با تکیه بر ثبت آیینها، روایتهای تاریخی و بازتابهای فرهنگی، توانسته بخشی از تجربه زیسته جامعه در مواجهه با عاشورا را ثبت و روایت کند. بااینحال، برای بسیاری از مخاطبان، فهم این واقعه تنها از مسیر تصویر مستند شکل نمیگیرد و گاه در فضای گفتوگو و تحلیل عمق بیشتری پیدا میکند.
*قالب گفتوگویی و تحلیلی
عاشورا افزون بر آنکه یک رخداد تاریخی و آیینی است، موضوعی برای اندیشیدن و گفتوگو نیز بهشمار میآید. از همین رو، تلویزیون در قالب برنامههای گفتوگومحور کوشیده است با حضور پژوهشگران و کارشناسان دینی، ابعاد مختلف این واقعه را از منظر تاریخی، اجتماعی و معرفتی بررسی کند.
برنامه «سوره» ازجمله نمونههایی است که با رویکردی تحلیلی به مفاهیم عاشورا میپردازد. این برنامه با تکیه بر آیات قرآن، روایات معصومین (ع) و نهجالبلاغه، در گفتوگو با کارشناسان به بررسی بایستههای حکومت اسلامی و نسبت آن با مسائل امروز جامعه میپردازد و قیام امامحسین (ع) را در پیوند با مفاهیمی مانند عدالت، حکمرانی و مسئولیت اجتماعی بازخوانی میکند.
در برنامه «از سرگذشت» نیز قالب گفتوگو با روایت اجتماعی درهم میآمیزد. هر قسمت با طرح یک مسأله اجتماعی آغاز میشود و در ادامه به روایت زندگی یک چهره شناختهشده میرسد که تجربه زیسته او با مفاهیم عاشورایی پیوند میخورد. این ساختار، برنامه را به روایتی تبدیل میکند که از یک مسأله عینی آغاز میشود، به نقطهای معنوی میرسد و دوباره به همان مسأله بازمیگردد.
در کنار اینها، برنامه «من حسین (ع) را دوست دارم» نیز با رویکردی عاطفی و گفتوگومحور به نسبت نسل امروز با فرهنگ عاشورا میپردازد. مهمانان در این برنامه از تجربه شخصی و برداشت خود از امامحسین (ع) سخن میگویند و گفتوگوها حول این محور شکل میگیرد که محبت به آن حضرت چگونه میتواند در سبک زندگی و مسئولیت اجتماعی افراد نمود پیدا کند.
*قالب موسیقایی و نماهنگ
یکی از تأثیرگذارترین شیوههای بازنمایی عاشورا در رسانه، قالبهای موسیقایی است. در این قالبها، کلام، صدا و تصویر در کنار یکدیگر قرار میگیرند و تجربهای عاطفی و مشترک برای مخاطبان شکل میدهند.
مداحیها و نوحههای تصویری از مهمترین نمونههای این قالبند. هنگامی که اجرای مداحی با تصویرهایی از آیینهای عزاداری یا فضاسازی مناسب همراه میشود، اثر از یک اجرای صرفا صوتی فراتر میرود و به بخشی از روایت تصویری محرم تبدیل میشود. در کنار آن، ترانهها و سرودهای آیینی نیز در سالهای اخیر جایگاه پررنگتری در تولیدات تلویزیونی یافتهاند. این آثار با زبانی سادهتر و موسیقاییتر، میکوشند مفاهیم عاشورایی را برای مخاطبان گستردهتر، بهویژه نسل جوان، بازآفرینی کنند.
نماهنگهای عاشورایی نیز از دیگر قالبهای رایج در این حوزهاند؛ آثاری کوتاه و فشرده که معمولا بر یک تصویر یا نماد متمرکز میشوند و در زمانی کوتاه، حس و پیام مشخصی را منتقل میکنند.
*پخش زنده آیینهای عزاداری
در کنار همه این قالبها، یکی از مهمترین ظرفیتهای تلویزیون در ایام محرم، پخش آیینهای عزاداری است. در این نوع پوشش رسانهای، دوربین به میان هیأتها، تکایا، روضههای خانگی و مراسمهای محلی میرود و مخاطب را با فضای واقعی عزاداری همراه میکند. این تصاویر، عاشورا را نه در قالب بازسازیشده یا تحلیل نظری، بلکه در بستر زندگی اجتماعی نشان میدهند. از هیأتهای بزرگ شهری تا آیینهای محلی در شهرها و روستاها، هرکدام جلوهای از استمرار این فرهنگ در جامعه را به نمایش میگذارند.
*قالبهای نوآورانه و ترکیبی
در سالهای اخیر، برخی برنامهها تلاش کردهاند با ترکیب فرمهای آیینی و رسانهای، تجربهای تازه در روایت عاشورا ارائه دهند. «حسینیه معلی» از نمونههای شاخص این رویکرد است. این برنامه با محوریت مداحی و حضور مداحان جوان، فضایی شبیه یک هیأت بزرگ تلویزیونی ایجاد میکند و با فاصلهگرفتن از الگوی رقابتهای مرسوم، بر همخوانی و انتقال تجربه تأکید دارد. در کنار آن، برنامه «محفل ستارهها» نیز با تمرکز بر مخاطبان کودک و نوجوان، میکوشد مفاهیم عاشورایی را در قالبی آموزشی و متناسب با دنیای نسل کمسن روایت کند؛ تلاشی برای پیونددادن مفاهیم آیینی با زبان رسانهای قابل فهم برای مخاطبان امروز.
درمجموع، کنار هم قرارگرفتن این قالبهای متنوع نشان میدهد که عاشورا در رسانه موضوعی تکبعدی نیست. از آثار نمایشی و مستند گرفته تا گفتوگوهای تحلیلی، نماهنگها و پخش آیینهای عزاداری، هرکدام بخشی از این روایت گسترده را شکل میدهند. شاید همین تنوع است که باعث میشود عاشورا در رسانه و بالاخص رسانهملی همچنان امکان روایتهای تازه داشته باشد؛ واقعهای که هربار میتوان از زاویهای دیگر به آن نزدیک شد و معنایی تازه از آن کشف کرد.
از «لبو فروش آبادانی» تا پرده سینما